ریا کاری
سه شنبه, ۳ دی ۱۳۹۲، ۰۷:۴۶ ب.ظ
بنام خداوند زیبا بخش
مردی در روستای زندگی می کرد خبر دار شد که مردم روستایی دیگری به جای پرستش خداون مشغول به پرستش درختی عظیم هستند و بر اوسجده می کنند مرد با شنیدن
چنین خبری برآشفت و خشمگین شد تبری بر داشت و به سوی آن درخت رفت تا آن را قطع کند و شرک را از آن روستا دور کند.
در بین راه شیطان به شکل انسانی ظاهر شد و خواست تا مرد را از این کار باز گردانند اما مرد از شدت خشم شیطان راکتک زد ا شیطان فکری به ذهنش رسید و به مرد گفت
اگه نروی و درخت را قطع نکنی.
من هر روز هنگام صبح برای تو 3 دینار بر زیر فرشت میزارم مرد با شنیدن این خبر با از انجام کار خود پشیمان شد.
و به خانه بازگشت و هر روز 3 دینار از زیر فرش بر می داشت تا اینکه پس از چند روز دیگر خبری از دینار نبود مرد که دید که دیگر از دیناری خبری نیست.
خشمگین تبر را برداشت و به سوی درخت رفت و در بین راه شیطان را دید مرد با عجله به شیطان گفت دیگر نمی تونی مانع رفتن من شوی (((دیگر از تو دیناری هم قبول نمی کنم)))
اما شیطان گفت من دیگر مانع رفتن تو نمی شوم مرد از این حرف شیطان تعجب کرد و شیطان پاسخ داد بار اول که قصد رفتنش را داشتی برای رضای خدا بود و ثواب اخروی
داشت و من به همین دلیل مانع از این کار تو شدم اما حال برای این که دینار برای تو نگذاشتم (((برای دینار))) داری میروی و این هیچ ثواب اخروی نزد الله ندارد.
مرد که این حرف ها را شنید ناراحت به خانه بازگشت.
امید وارم ای امت محمد (ص) هیچ یک از کار های ما برای ریا نباشد که در نزد الله هیچ سود و ارزشی ندارد.((التماس دعا)))
انشاء الله
۹۲/۱۰/۰۳